خرید بک لینک

روز ها از پی هم میگزرند و من هر روز دارم مهربان تر از قبل عاشق میشوم.قبل تر از این خیال اینکه شاید بتوانم دیگر مغرور نباشم فقط یک رویا بود....ولی حالا با وجود مرد لاجوردی عشق به مقوله ی مهمی تبدیل شده و ارزش دار شده برای کسی که برای عشق ارزشی قایل نبود...

عشق را واقعی نمیدانستم چون درگیر عشق یک طرفه ای بودم که سال ها ادامه داشت....

ولی اکنون آن مرد عشقش یک طرفه نبود و از صمیم قلبش مرا میخواهد ....و مرا میخواند به یک عشق بزرگ.

و من با او همراه خواهم شد با همه ی سختی هایی که ممکن است ایجاد شود.....

درست است که من رویا هایم را از هر کسی 5 تا بیشتر دوست دارم .ولی خیال نکنم بتوانم عشق را فدای علاقه کنم....

زندگی ورق تازه ای زده و هوا مطبوع است...روز ها و شب هایم را دوست دارم...

از قهوه ام لذت میبرم و دیگر پاییز فصل دلتنگی ها نیست....

نویسنده:سایین شهیر باهر

:: برچسبها: سایین شهیر باهر, Saayeen shahir baher

برچسب: نویسنده: محمد حبیبی تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 21:50

صفحه بندی